تبليغاتX
طبیعت و حیات وحش
 دومین تجمع حامیان حیوانات و دوستداران محیط زیست مقابل سیرک
 
|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 14:58  
 ديروز ، امروز و وظيفه ما

مطلب گرگ تنهاي عزيز با عنوان دنيائي بدون فردا رو در مورد Floyd wester ميخوندم . به فكر افتادم كه هميشه نگاه ها، صحبتها و رفتار افرادي كه در طبيعت زندگي ميكنند ملموس تر و تاثير گزار تره. هميشه سادگي رو ميشه توي صراحت بيان و نگاهشون ديد.

بعضي وقتها فكر ميكنم چطور ميشه از افرادي ( مثه تك تك ما)كه توي شهرها و در بين سيمان و آهن به دنيا ميان، بزرگ ميشن و زندگي ميكنن ، انتظار درك طبيعت و حمايت از حيوانات رو داشت.

بشين فكر كن از صبح كه با صداي ساعت موبايلت به جاي صداي مرغ و خروس و پرنده ها از خواب بيدار ميشي تا شب كه به جاي رفتن زير كرسي چوب سوز با تاريك شدن هوا و گوش دادن به داستانهاي افسانه اي كه پدرها و پدر بزرگها تعريف ميكردن و پر از نكته هاي مثبت و آموزشي از طبيعت و حيوانات و انسانيت در لفاف جنگ بين اهريمن و خوبي بيان ميشد، بعد از ساعتها گير كردن تو ترافيك و ديدن برخورد ناشايست مردم با همديگه مياي خونه . پر از احساس خستگي هستي . يه چائي براي خودت ميريزي . اگه مرد باشي تلويزيونو روشن ميكني اخبار ميبيني كه همش پره از جنگ و دعوا . 30 ساله تو امريكا و اروپا همه دارن آدم ميكشن و همو ميخورن و تو مملكت ما هر روز پر از افتخار و پيشرفتهاي كلان و برنامه ريزي براي تصاحب و هدايت كردن همه دنياست. اگر هم زن باشي بسته به نوع زندگيت، يا بايد با بچه سر و كله بزني و فكر غذا و درس و مشق فرداش باشي و اصلا وقت نميكني به خودت برسي يا خوش شانسي و شوهر نداري و ميتوني بيشتر به خودت برسي.  (گرچه در مورد خانمها حرف زدن من خطاست چون زن نيستم). ولي در هر صورت هممون تا خرخره تو اين زندگي فرو رفتيمو دست و پا ميزنيم.      

نياكان ما رابطه با حيوانات و طبيعت رو مستقيما و در هر لحظه حس ميكردن. صبح با صداي مرغ و خروس بيدار ميشدن، ميرفتن گاو و گوسفند شونو ميدوشيدن، صبحانه اي از شير و تخم مرغ و سرشير و پنير تهيه شده از حيوانات خودشون ميخوردن، سگهاي گله داشتن كه از زندگي و گله و حيووناشون مواظبت ميكرد. ميرفتن مزرعه گندم و جو و گوجه و خيار ميكاشتن. از آب رودخونه و قنات  آبياريش ميكردن. با اسبشون اينطرف و اونطرف ميرفتن و با الاغ و قاطرشون بار ميبردن.

حالا چي؟ با زنگ ساعت ،‌ خوابالو از ديشبي كه دير خوابيدي بيدار ميشي، با هزارتا بد و بيرا به دنيا لباس ميپوشي و چون وقت برا صبحانه خوردن نداري ، گرسنه ميپري تو تاكسي و 40 نفر بهت فحش ميدن كه نوبتت بود يا نبود و ميري اداره تا شب يه روز مزخرف رو تجربه ميكني و تو راه برگشت هم اگه احيانا سگي و گربه اي رو ببيني چون غير از كثيفي چيزي از حيوانات يادت نمياد، يه لگدي، سنگي چيزي نثار ميكني و مياي خونه و بقيه داستان.

حالا بايد به اين مردم متمدن شهري حالي كني كه حيوان خوب است، طبيعت خوب است، بايد محافظت شود.

كي گوش ميده خانم؟ كي گوش ميده آقا؟. كي درك ميكنه اصلا؟ با شرايطي كه به قسمتيش اشاره كردم، فكر ميكني تقصيري با مردمه؟ نه به خدا...

ميخواي گوش كنه وقتي ميگي نرو سيرك ،‌چون شير سيرك قبلا آزار ديده تا اين جنگولك بازيها رو يرات در بياره ؟ خوب معلومه كه اكثرا اهميت نميدن.

فكر ميكني مسوولين حمايت از حيوانات و محيط زيستمون از كجا اومدن؟ اونا هم همين زندگي رو دارن .

من كاملا با نحوه انتخابشون مخالفم و اعتقاد دارم كسي بايد مسوول باشه كه به قول يكي از دوستان حداقل درسشو خونده باشه، حداقل عكس چند تا حيوون روتو كتاب ديده باشه . ولي قبول كننين همه چيزمون به هم مياد.

اينا رو ننوشتم كه بگم نا اميديم . ننوشتم كه بگم كار از كار گذشته . ميخواستم بگم كه خيلي كار حساسي در پيش دارين. بايد يواش يواش توي ذهن مردم نفوذ كرد و يادشون آورد كه چقدر وابسته به طبيعت و حيات وحش هستن.
|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 0:47  
 نامه دوست عزيز شين. الف. شريفي به رئيس محترم سازمان محيط زيست ايران

سرکار علیه خانم دکتر جوادی،

ریاست محترم سازمان محیط زیست،

سلام بر شما !

از هموطنان شما هستم....اما نه از آن گونه که شما میشناسید! گویا سرکار معتقدید که مردمتان اگر به سیرک نروند، به سراغ فیلمهایی میروند که "فیلم ناجور" خواندیدشان! قصد شکایت از شما از جانب هفتاد میلیون ایرانی به خاطر این اتهام و ناسزایتان ندارم....چرا که مدیرید و قدرتمند.

تفاوت من و شما به قاعده باید از سوی خدا در تقوا و ترسی باشد که از خدا داریم و ارزشهای اکتسابیمان به مانند تحصیلات و تخصص(که متاسفانه هر دو محیط زیست نیست!)  قطعا" در گامهای بعد ارزش گذاری. شاید هفتاد میلیون هموطنتان منهای من برنامه تلویزیونیتان را ندیده باشند و اصلا" از شما شکایتی نداشته باشند (که قطعا" میدانم چنین نیست!) از شما گله ای دارم! من به مانند شما هرگز برای ملتی تصمیم نگرفته ام که برای حذر از "فیلم ناجو"ر به "سیرک" بکشانمشان! و البته به ازای هر نفر هم 15 الی 25000 تومان ناقابل به جیب خلیل عقاب و ایتالیاییها بریزم!

 

متن كامل نامه ...

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 14:54  
 آغاز يك حركت
تعدادي از بچه ها اومده بودن. تقريبا همه اونائي كه قول داده بودن، شايدم بيشتر.

 

به نظرم اطلاع رساني خوبي انجام شد. چهره مردم ديدني بود. تا حالا چنين حركتي نديده بودن.

هميشه از شيشه پنجره ماشينشون كاغذهائي ميگرفتن كه معرف انواع رستورانها، آرايشگاه ها و چيزهاي از اين قبيل بود. ولي ايندفعه بچه هائي با چهره هاي متفاوت پيام جديدي داشتن:

 

تفريح، شادي ، خنده ، سيرك بزرگ ايتاليائي

درد، عذاب و شكنجه حيوانات تفريح نيست

سيرك: سرگرمي شما = شكنجه آنها

 

قيافه هاشون ديدني بود. تو ايران و از اين حرفها ؟؟!!

تو ذهنشون چيزي جديد جرقه زد

و اين آغاز يه حركته...

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 0:23  
 جمعه ، روز اعتراض به در بند كشيدن حيوانات
|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 19:3  
 مراسم گاوبازی

واقعیتها و تصاویری از گاوبازی

 

همونطور که میدونین گاوبازی یکی از تفریحات بخشی از مردم اسپانیا و یکی از جاذبه های توریستی اون کشوره. خوشحالم به اطلاعتون برسونم که بر اساس خبری منتشر شده در ایسنا تلویزیونهای اسپانیا از پخش مستقیم گاوبازی خودداری کردن که شدیدا هم مورد حمله قرار گرفتن.!!

 

تصویر اول گوساله ای  نر آماده رفتن به زمین گاوبازیست که هنوز مورد آزارو اذیت قرار نگرفته. بر خلاف تبلیغات گاوبازان، گوساله نر اصولا آرام و ساکته و تنها زمانی عکس العمل نشون میده که میخواهد از خودش دفاع کنه. قبل از اینکه وارد زمین گاوبازی بشه، اونو در یک سلول کوچک و تاریک ، بدون آب و غذا نگهداری میکنن. این عمل سیستم عصبی اونو بهم میریزه . درست قبل از ورود به زمین به گوساله افسار میبندند و اون شروع میکنه به تقلا کردن جهت آزادی...

 

 

 

اسبها هم به نوعی قربانیان گاوبازی هستند. به اونا چشم بند میزنند که نتونند حرکت کنند. این اسبها عادت دارند که گوساله رو برای جنگیدن تحریک کنن. یک یا دو مرد هم بر پشت اسب سوار و شروع به فرو کردن نیزه های تیز به کمر و شونه های گوساله میکنند.....

این اسبها هم با اینکه بوسیله سپرهای مخصوصی پوشیده شدن، ولی اکثرا توسط گوساله زخمی میشن و گاهی در همون زمین گاوبازی کشته میشن.

 

 

 

اسب سوار مرتبا نیزه خودشو به کمر و شونه های گوساله فرو میکنه و باعث سوراخ شدن عضله و پارگی تاندونها میشه. این عمل که با خونریزی شدید همراهه، باعث عصبانی تر شدن گوساله و دفاع بیشتر میشه .....

 

 

 

زخمها و خونریزیها واقعا غیر قابل تحمل هستند و با قاطعیت فلسفه یک جنگ برابر بین انسان و حیوان رو رد میکنند....

 

 

 

مردهای پیاده که آماده جنگ نابرابر هستند در پشت تابلوهای تبلیغاتی پناه میگیرند تا جدال بین مرد اسب سوار و گوساله به تضعیف گوساله منجر بشه. اونا همیشه آماده فرار به پشت تابلوهای تبلیغاتی هستند ( در این عکس به خوبی تبلیغ شرکت آبجوسازی Corona به مدیریت Anheuser-Busch  رو که اسپانسر این مبارزه یکطرفه هست رو میبینید).

 

 

 

با رفتن خون بسیار از بدن گوساله و خستگی اون، قاتلین از مخفیگاهشون بیرون میان و با نیزه هاشون به سمت قربانی حمله ور میشن.

شرکت Corona حمایت از سیستمی میکنه که حامی قتلی بدین شکل و شمایل و فعالیتی غیر قانونی که در تمام دنیا از جمله امریکا مورد نقد قرار میگیره و جزو کثیفترین تفریحات شناخته میشه.

 

 

 

تعدد نیزه و خنجرها باعث شدت آسیب دیدگی عضلات کمر، شانه و گردن گوساله میشه و گوساله رو در حالت شوک ، بیحالی و زاری قرار میده....

 

 

 

هر چه بر تعداد نیزه ها افزوده میشه، خون بیشتری از حیوان بیچاره فوران میکنه و باعث ضعف بیشتر اون میشه. هر چند اون هنوز به سختی قادر به حرکت و بالا گرفتن سرش هست، ولی دیگه قدرت دفاع رو از دست میده...

 

 

در این مقطع نمایش قاتلین که اعتقاد به نبرد برابر دارند در برابر حیوان ناتوان شروع میشه. از پشت مخفیگاه ها بیرون میان و احساس قدرت میکنند...

 

 

قاتل اصلی پارچه رو در جلوی صورت گوساله میگیره و شمشیر خودشو تا انتها در بدن گوساله فرو میکنه. باور دارن شمشیر در قلب گوساله فرو میره و باعث کمتر زجر کشیدن و مردن ناگهانی اون میشه. ولی گوساله باید خیلی خوش شانس باشه تا این اتفاق بیفته. بیشتر از 90% مبارزه ها ( قتلها ) نیزه به احشاء داخل شکم گوساله فرو میره که اینو میشه از فریاد دردی که از دهنش بیرون میاد فهمید....

 

 

گوساله قدرت حرکت رو از دست میده و به زمین میخوره ....

 

 

در این لحظه تیر خلاص زن از پشت خنجری رو وارد پشت سر گوساله میکنه و نخاع اونو قطع میکنه....

 

 

 

گرچه گوساله دیگه قادر به حرکت نیست ولی همچنان زنده و هوشیاره....

 

 

توسط اسبی لاشه گوساله به دور زمین گشیده میشه تا همه تماشاچیها لذت وافر ببرند....

 

 

همینطور که در تصویر آخر میبینید، خنجری که نخاع حیوان بیچاره رو قطع کرده داخل لیوان آب جو شرکت Corona قرار داره. جالبتر اینکه آقای Anheuser-Busch    تولید کننده آب جو Budweiser Beer و سهامدار اصلی شرکت Corona مدیر یک پارک آبی حیات وحشه و ادعا میکنه که کمک به مراقبت از حیوانات و جلوگیری از انقراض اونها میکنه .

 

 

Anheuser-Busch درخواستهای مکرر قطع کمک به گاوبازی رو رد کرده و این کار رو داره در امریکا و کانادا هم به عنوان یک سنت اسپانیائی رواج میده..

 

از همه دوستان تقاضا میکنم به سایت زیر مراجعه کنند و Petition مربوط به جلوگیری از گاوبازی رو امضا کنند.

 

http://www.petitiononline.com/olotanti/petition.html

 

ضمنا میتونید با ارسال نامه، فاکس و ایمیل به Anheuser-Busch اعتراض خودتونو از حمایت ایشون از این وحشیگری انسان متمدن اعلام کنین. میتونین متن Petition رو ( به غیر از پاراگراف آخر ) کپی کنین و به عنوان ایمیل برای Anheuser-Busch به آدرس زیر بفرستید.

Anheuser-Busch

August Busch III
Chairman and CEO
Anheuser-Busch
1
Bush Place
St. Louis, MO 63118-1852


Toll-Free Phone Number (Public Relations): 800-342-5283
Headquarters: 314-577-2000
E-mail:
estherkinzie@corona.com

 

 

 

قصد داشتم در وبلاگم تا میشه چیزهای امید بخش و شاد بنویسم ولی نشد.

 مطمئن هستم دل همتونو به درد آوردم . ولی وقتی شرایط رو دیدم فکر کردم هر یک از امضاهای ما به عنوان یک ایرانی میتونه کمکی به این حیوانات دوست داشتنی و جلوگیری از این قتل عام باشه.

به امید یاری شما دوستان

 

|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 19:32