تبليغاتX
طبیعت و حیات وحش
 علوفه پراكني به همراه مراسم تجليل از محيط بانان
روز جمعه ۱۴/۱۰/۱۳۸۶ بچه هاي گروه كوهنوردي نمونه برنامه اي رو ترتيب داده بودن براي مشاركت عمومي در علوفه پراكني در ارتفاعات و تغذيه حيوانات گياه خوار منطقه ورجین.

خوشبختانه استقبال خوبي شده بود و از گروه هاي مختلف زيست محيطي و حاميان حيوانات حضور داشتن.

 به منطقه كه رسيديم با صحنه اي جالب ولي نگران كننده روبرو شديم . قوچهاي منطقه به قدري از ارتفاعات براي خوردن غذا پائين اومده بودن كه كاملا در ديدرس بودن و شايد ديگه اسم حيات وحش رو با تصوري كه ما ازش داريم نميشد روش گذاشت.

بعد از توضيحات و شرح برنامه از طرف گروه برنامه ريز، شرع به پر كردن گونيها كرديم و بعد از بستن در گونيها، بچه ها حركت كردن براي رفتن به ارتفاعات و پخش علوفه در محلهاي تعيين شده.

اين عمل به صورت مستمر توسط محيط بانهاي منطقه انجام ميشه و حضور دسته جمعي روز جمعه، تنها به عنوان عملي نمادين و دلگرمي به محيط بانهاي منطقه بود. 

يه همراه كوچولو به اسم پانا ( كه معرف حضور خيلي از شماها ست) هم داشتيم !!.

از دامنه كوه كه بالا ميرفتيم،‌قوچهاي منطقه كه بوي علوفه رو احساس كرده بودن با فاصله اي مطمئن گروه رو همراهي ميكردن .

پس از اينكه علوفه ها در بالاترين محل ممكن پخش شد و گروه به سمت پائين حركت كرد، ديدن قوچها در حال رفتن به محل پخش علوفه صحنه اي ديدني رو بوجود آورده بود و خستگي رو از تن همه به در ميكرد.

 بعد از برگشتن به پايگاه ، تقديرنامه هائي از طرف گروه تدارك ديده شده بود كه به تك تك محيط بانها به عنوان قدرداني داده شد.

من عاشق چهره هاي محكم و استوار محيط بانها بودم . يه نگاه بهشون بندازين.

 

يكي از اونا براي تشكر از حضور بچه ها گفت:

ما نميدونستيم اينهمه حامي داريم، وگرنه خيلي كارها ميتونستيم بكنيم...

تنها يه چيز دل همه رو به درد مي آورد. شنيدن صداي شليك گلوله شكارچيان كه هر از گاهي به گوش ميرسيد....   

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 21:1  
 سخني از پروفسور حسابي ( بدون شرح )

                                         

 

روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد:

 

استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟

فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جوابش مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا ميكنم.

به آن دانشجو گفتم:

 

جهان سوم جايي است كه هركس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هركس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد .

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 22:14